8 اردیبهشت 1394

مشکلات جنگل های شمال کشور

حسن قلیچ نیا

جنگل های شمال به عنوان تنها جنگل های تجاری ایران و نیز برجامانده ای از جنگل های پهن برگ مناطق معتدله نیمکره شمالی، اهمیت فراوانی برای  برنامه ریزان و سیاست گذاران حوزه منابع طبیعی دارند و در طول سالیان گذشته موضوع سیاست های متفاوتی قرار گرفته اند. بنا بر گواهی اسناد موجود، سطح این جنگل ها طی  حدود چهل سال گذشته  تا به امروز از 4/3میلیون هکتار به 9/1میلیون هکتار کاهش یافته است علاوه بر کاهش کمّی سطح جنگل ها، وضعیت کیفی و تنوع و ترکیب گونه ای آن ها نیزتغییر کرده و عموما در جهت کاهش کیفیت بوده است. ناهماهنگی در اجرای طرح های زیربنایی و توسعه‌ای در عرصه‌های جنگلی شمال ایران، رهاسازی و دفن زباله‌های شهری در عرصه‌های جنگلی همچنین توسعه فعالیت های معدن کاوی در عرصه‌های جنگلی نیز از جمله این موارد است. بهره برداری از جنگل با هدف معیشتی و سنتی  و بهره برداری با هدف بهره برداری صنعتی که با نظارت بخش دولتی انجام می شود با هم ناسازگار بوده و در بلندمدت تخریب جنگل را سبب شده اند. حضور دام های اهلی  در جنگل به خصوص در عرصه های بهره برداری شده مانع زادآوری طبیعی جنگل شده و دام ها با چرای نهال ها سبب تخریب آن می شوند. بنابر این دامداری حجم چشمگیری از پیشینۀ سیاست گذاری و بررسی علل تخریب جنگل ها را به خود اختصاص می دهد. در برخی از مناطقی که دام ها و دامداران از جنگل خارج شده اند تحدید حیات جنگل به خوبی مشاهده می شود.

عمده‌ترین‌ مشكل‌ جنگل‌های‌ شمال‌ مربوط‌ به‌ مسائل‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ آبادی‌ها و روستاهای‌ حاشیه‌ و درون‌ جنگل‌هاست‌؛ به طوری‌ كه‌ جنگل‌های‌ مجاور روستاها به‌ علت‌ دخالت‌ روستاییان‌ با قطع‌ گونه‌های‌ با ارزش‌ چرای‌ دام‌ و قطع‌ سرشاخه‌های‌ درختان‌ برای‌ تعلیف‌ دام‌ به‌ صورت‌ مخروبه‌ درآمده‌ است‌.

تغییر کاربری های اراضی یا به منظور انجام کشاورزی بود و یا ساخت ویلا که البته بسیاری از ارزشمندترین گونه های گیاهی و جنگل های هیرکانی را از بین برده است. در مراتع مناطق ساحلی مازندران که هم اکنون فقط مساحت های کمی از آن باقی مانده این تغییر کاربری با شدت زیادی صورت گرفته و هنوز ادامه دارد. مناطق ساحلی از لحاظ وجود گونه های گیاهی نادر و در حال انقراض حایز اهمیت هستند. درمنه خزری و پیچک ایرانی از گونه های شاخص و زیبای مناطق ساحلی هستند که در حال زوال هستند.

سدسازی یکی از عواملی است که به نابودی  بخش مهمی از جنگل های هیرکانی منجر شده است. سدهایی که در در دو دهه گذشته احداث شده اند بدون توجه به استانداردهای زیست محیطی ساخته شده و برای ساخت مخزن، تاج و یا آبگیری، ده ها و گاه صدها هکتار از جنگل های هیرکانی بکر و ارزشمند و مراتع کوهستانی را قربانی کرده اند(سدهایی مانند سد شیاده، لفور و منگل و سیاه بیشه) این طرح ها در حالی اجرا می شوند که بر اساس طرح صیانت از جنگل های شمال پروژه های عمرانی در دست اجرا، نباید منجر به کاهش سطح جنگل شود.

سد منگل سدی كه بخش مهمی از جنگل هیركانی و نیز جاده سراسری آمل را زیر آب می‌برد و از آن مهم‌تر این كه هیچ زمین بدون آب كه نیاز به آبیاری داشته باشد در پایین دست آن نیست. مخزن سد خسارت بسیار سنگینی را بر محیط زیست منطقه وارد کرده است که آثار آن به وضوح مشخص است. حتی در سیل اخیر بخشی از تاسیسات سد را گل و لای در بر گرفته و بخشی از جاده اصلی هراز به علت انحراف آب در حال ویرانی است. در بخشی از تاسیسات سد رویشگاه گونه بومی و اندمیک ارغوان که دامنه پراکنش آن فقط محدود به جنگل های علی آباد کتول و همین منطقه می باشد از بین رفتند. علاوه بر آن سدی که جایگاه آن از لحاظ کارشناسی ایراد دارد با هزینه هنگفت در حال ساخت است و هنوز روز به روز در حال تخریب منطقه می باشد و عواقب آن هم خطرهای زیادی را برای منابع طبیعی منطقه به همراه دارد.

 

ارسال این مطلب به دوست خود
ایمیل شما: ایمیل گیرنده:



ارسال نظر شما در مورد "مشکلات جنگل های شمال کشور"
نام شما:
نظر شما:
امتیاز شما :
امتیاز صفحه:



نظرات شما در مورد "مشکلات جنگل های شمال کشور"
حسين 1395/12/06
سلام مطالب خوب است امابهتر نيست با رفرنس وجامع تر بيان شود
فریبا دارابی. 1394/12/15
مطلب ارزشمندی بود.دست مریزاد.فقط کاش هدف اصلی از تجارت جنگلهای شمال کشور را هم بیان میکردید.